درباره ی گفتمان، انواع گفتمان، تحلیل گفتمان، گفتمان از نظر “فوکو”، مراحل گفتمان سازی… سخن نمیگویم. درباره ی این موضوع سخن میگویم که ” گفتمان سیاسی تغییر نظام” به گفتمان مسلط در عرصه ی فعالیت های سیاسی افغانستان مبدل شده است. از ویژه گی های گفتمان مسلط این است که یک مفهوم در “گفتار” ها پدیدار شود؛ چه مستقیم چه غیر مستقیم اثر بگذارد؛ حتی بر آنهایی که از فدرالیسم سخن نمیگویند، اما به ناگزیر میگویند دولت متمرکز، کار آمد و پاسخگو نیست؛ دولت توان خدمت رسانی را به مردم ندارد، دولت، دولت فاسد و ناتوان است.

ضرورت تغییر نظام متمرکز کنونی به نظام فدرال، از برنامه های راهبردی حزب کنگره ی ملی افغانستان بود و می باشد. برای تیوریزه کردن ” ضرورت تغییر” – ایجاد و نیاز به فدرالیسم در افغانستان کنفرانس گذاشتیم، در رسانه ها، اعم از داخلی و خارجی، گفتگو کردیم، نشریه فدرال را به عنوان ارگان نشراتی حزب به چاپ رساندیم. همین گونه در سایر نشریات حزب ( مجله کنگره، باختران، هفته نامه رستاخیز و چندین کتاب) به توصیف و تبیین مبانی تیوریک فدرالیسم پرداختیم.
ده – پانزده سال قبل، وقتی که این نظریه را مطرح کردیم و فصل ای از برنامه ی عمل حزب قرار دادیم در بسیاری مواقع صدای مخالف می شنیدیم؛ اما و امروز ضرورت تغییر نظام به گفتمان سیاسی مسلط استحاله کرده است. فعالان سیاسی، بخشی قابل ملاحظه ای از روشنفکران و شهروندان، بی آنکه به کنگره ی ملی، موضعگیری ها و نشریات آن رفرانس بدهند و امر اخلاقی و امانت داری را در این زمینه رعایت کنند در همان چهارچوب فکری ای حرکت میکنند که کنگره ی ملی مطرح کرده است. دولتمردان و احزاب گوناگون، حتی برخی از گروه های شریک در دولت ناگزیر شده اند گفتمانی را که کنگره ی ملی مسلط کرد، بپذیرند. از اینکه برنامه ای کنگره ی ملی با اقبال روبرو شده است شادمان هستیم و امیدواریم توجه به برنامه ها بیشتر از توجه به افراد و اشخاص، محترم شمرده شوند. روی سخن من در اشاره ی بالا به همه نیست متوجه انگشت شمار آدمان فرصت طلبی است که چنان ادا در میاورند که انگار درین چند سال شب و روز در فکر تغییر نظام از یک نظام بسیط و بسته به یک نظام دموکراتیک و مرکب فدرال بوده اند. یادشان رفته است به برنامه های رای دادند که از همان آغاز نا درستی شان آشکار بود. به کاندیدا ها رای دادند که نه چیزی در باره ی عدالت میدانستند و نه به آن باور داشتند. انگشت هایی را که به علامت پیروزی بلند کرده بودند به یاد داریم. باری، با توجه به این پیشرفت به اعضا و هواداران کنگره ی ملی و همه ای روشنفکران آزاده و عدالتخواه شادباش میگویم.
نظر کنگره ی ملی در باره ی تغییر یا مراد از تغییر، مشخص و بدون ابهام است. نه تنها از حیث تیوری و اکادمیک بلکه از جهت بازهم مشخص و کاربردی. ما میخواهیم افغانستان به صورت جمهوری دموکراتیک فدرال در بیاید. فدرالیسم و دموکراتیک بودن موارد اساسی اند، در گفتمان مسلط تغییر، که بر آن تکیه میکنیم. ما گفته ایم که فدرالیسم دموکراتیک میتواند فرم اش ریاستی یا پارلمانی فدرال باشد. اما رژیم فدرالی با ساخت ریاستی یا پارلمانی، در صورتی که فاقد عنصر و محتوای دموکراتیک باشد ناقص و ابتر است. دموکراتیک بودن دولت فدرال برای کنگره ی ملی خط قرمز است. ایالات فدرال باید قوانین دموکراتیک داشته باشند و همین طور قانون اساسی فدرال باید دموکراتیک باشد. تفاوت اساسی کنگره ی ملی با یک عده (نه همه) که از تغییر، فقط ایجاد پست تخست وزیری را مراد میکنند و در لفظ تغییر با ما همنوا شده اند در این عرصه است. با این وصف شکی نداریم که میلیون ها تن از مردم افغانستان خواهان تغییر رادیکال اند در همان راستای تفکر کنگره ی ملی افغانستان.
قانون اساسی افغانستان، می باید کاملاً تغییر کند. این خواست کنگره ی ملی افغانستان است. این قانون در همین شکل کنونی اش جعل شده است. و سالها قبل یادداشتی به دادگاه عالی کشور داده بودیم. تنی چند، دنبال تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی هستند، تازه مشخص نیست که در ذیل این سر و صدا به جستجوی گرفتن امتیاز از رژیم غنی هستند یا واقعاٌ میخواهند نظام پارلمانی شود؟ چرا در این پانزده سال سکوت کردند؟ دلیل اش این است که بر کرسی های که دوست داشتند تکیه زده بودند. اگر این شعار ها فریب کارانه و به خاطر امتیاز خواهی شخصی و خانواده گی نباشند باز فقط میتوانند یک عده آدم ساده دل را فریب بدهند و فرصت سوزی بکنند، به زبان دیگر اگر منظور از تغییر نظام به پارلمانی ایجاد پست نخست وزیری باشد ولا غیر نه تنها مشکلی را برای مردم حل نمیکند که در عین حال یک مرکز فساد با مرکزدیگری فساد (نخست وزیری) تکثیر میشود – نخست وزیری یک مصدر فساد و ریاست جمهوری مصدر دیگر.
بنابر این: خطاب من به مردم و جوانان این است در پی تغییر رادیکال نظام سیاسی موجود به رژیم دموکراتیک فدرال باشید و انرژی تان را برای نخست وزیر شدن عناصر فاسد و معلوم الحال که، خیال میکنند نخست وزیر خواهند شد و فرصت های بیشتر برای ثروت اندوزی فراهم خواهند کرد، هدر ندهید.
آزموده را آزمودن خطاست، تا کی میخواهید تجربه کنید؟
لطیف پدرام

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :