بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ، حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ،
كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ، ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُون (التکاثر، آیه های ۱-۴۴)

در یک سال پسین به علت شدت یافتن حرکت طالبان، ایجادگروه های منسوب به داعش، یاداعش وطبعاگسترش ناامنی هاوجنگ درسراسرکشوربه ویژه جنگ های پلان شده درولایت های شمال وشمال شرقی افغانستان، شعارهایی مثل «به پیش به سوی ایجادشوراهای مقاومت، جنبش ها وخیزش های مردمی» همه جا طنین اندازشدند.
این «الفاظ»مشترکی نیات متفاوت وبعضا متضاد ومتعارض باهم اند. ودردیگرولایت هاهم یدک کشیده می شوند. فرماندهان ملیشیای سابق، سرگروپ ها، قاچاقچیان موادمخدر، عده ای ازبه اصطلاح نمایندگان درشورای ملی، شوونیست ها، مهره های فاسد رژیم غنی ومبلغان وسخنگویان واعضای دسته های انتخاباتی ی «تحول وتداوم» و«اصلاحات وهمگرایی» ونیزشماری از روشنفکران وطندوست وسیاسیون دلسوزوبسیاردیگری پشت این شعارها والفاظ دیده می شوند که البته هرکدام اهداف متفاوت دارند. مردم ساده دلی که به لحاظ عقب ماندگی فکری وذهنی قدرت تحلیل ندارند، به محض شنیدن این شعارها ازهرزبانی هیجان زده می شوندوبرعبث امیدمی بندند؛ آن سان که موضع گیری های دوران انتخابات وحتاهمین یک هفته قبل آن هاراهم فراموش می کنند.
نافرمانی مدنی، تظاهرات، مبارزۀ مسلحانه ومقاومت همه وهمه وسیله وابزاری اندبرای رسیدن به هدفی وتحقق بخشیدن به پروژه ای. اینجااست که این پرسش هارامطرح می کنم:
سازمان دهی خیزش های مردمی وایجاد شوراهای مقاومت برای چه هدفی، برای ساختن چگونه نظامی وتحقق چه آرمانی؟ ثروت اندوختن ازپول ومال اربکی ها، تجدیدمحله گرایی، تشدید رقابت های منطقوی، کنترول وسلطه بربازارها ومرزهای ترافیک و قاچاق وغارت معادن، پول اندوختن برای روزهای انتخابات، گسترش ساحۀ نفوذفردی، رقابت های شخصی، حفظ جایگاه خود در«هیرارشی» مافیای قدرت و روی سپیدکردن نزدمردم باپوشاندن اشتباهات وخیانت ها یاتغییربنیادین نظام ظلم وجبروستم واستثمارواستعمار؟
موقعی که نمایندگان مردم بدخشان درشورای ملی ایجاد گروه های اربکی رابرای مبارزه باطالبان بدخشانی یا طالبان دربدخشان عنوان کردند وبامن درمیان گذاشتند به صراحت مخالفت کردم ودرجمع آنها به بدخشان نرفتم. پاسخ من این بود: مبارزه باطالبان بدخشان وبه طورکل، باید درکادرجنبش حق طلبانه برای براندازی کامل رژیم تک قومی، فاشیستی ودست نشاندۀ خارجی مطرح شود، درغیرآن هرنوع حرکت بدون هدف وبدون استراتیژی فقط وفقط باعث تحکیم رژیم غنی-کرزی وهمپالکی های شان میشود. وقرارنیست مانیروهای مان را دراختیار رژیم «خیانت ملی» وتحکیم قدرت فاشیستی بگذاریم. هم اکنون هزاران هزارفرزندتاجیک درسراسرکشور، به هردلیلی درمیدان های جنگ قراردارند هرروزکشته وزخمی می دهند.اما، برای چه کسی وچه نظامی، چه زعامتی، چه دولتی وچه هدفی؟ برای تحکیم قدرت شوونیست های قبیله، برای تحکیم ودفاع از رژیمی که دمارازروزگارمردم برآورده است ومردم را برخاکسترسیاه فقروبدبختی نشانده است؟
بازمی خواهم این پرسش جنجال برانگیزرامطرح کنم که: تاچه حد «سران شوونیست پشتون» درمبارزه باطالبانی برخاسته ازمیان قوم پشتون صادق هستند؟ آیا ترجیح می دهند ومی پذیرند که یک دولت دموکراتیک به جای دولت شوونیستی موجود به وجودبیاید؟ ازامردموکراتیک دفاع می کنند یااز شوونیزم قومی خودشان به هرقیمتی؟ اینجاشایدبعضی ازروشنفکران انترناسیونالیست و«جهانی وطن» یقه ی مرابگیرند و به خیلی چیزها متهم نمایند. واما، بازسوال می کنم آقای منگل با طالبانش در«دندغوری» و«دندشهاب الدین» دربغلان می جنگند که من در«وردوج» لشکرکشی کنم؟ شاید اهداف هردو(طالبان و جنگجویان وردوج) هم یکسان باشد. واما، بازپرسش من درجایش باقی است. چراکه دراین «منطقه الفراغ» تشخیص درست ونادرست کارآسانی نیست باید با دقت اندیشید وبه بیان قرآن مجید تدبرکرد. بایدهدف را روشن مطرح کنیم وبه آزرده خاطرهای تاجیک هم هوشداربدهیم. آنها را ازساحه ی کارروشنگرانه مان بیرون نگذاریم وباب گفتگو را با آنهاقطع نکنیم تاببینیم “چه زاید شب،آبستن است”.
اگردرمبارزه باطالبان سران شوونیزم اهم ومهم می کنند،درقطربرای طالبان جنوب دفترونمایندگی می دهندودرفرجام مذاکرات چهارجانبه پست های برای چهره های به اصطلاح میانه روشان دررژیم تدارک می بینندوبرای جنگجویان آنهااسلحه می فرستندچرانمایندگان طالبان شمال وشمال شرق درمذاکرات حضورنداشته باشند،اگراین مذاکرات واقعاحتمی والزامی باشد.جالب این است که هردوجریان یعنی هم سران به اصطلاح لیبرال وازفرنگ آمده ی رژیم ازتاجیکها استفاده ی ابزاری می کنند وهم طالبان جنوب ازطالبان شمال،اینجا مثلآ ازاحمدضیا وامرالله خان استفاده ی ابزاری صورت می گیردوآنجا ازمولوی دین محمدبدخشانی ومولوی فصیح الدین، چرا؟پشتون هادنبال حففظ قدرت وزعامت اندوتاجیک ها شیفته وکشته ی ماموریت وسرکاتبی ومنشی گری وسخنگویی.
کاش طالبان تاجیک آن شعورسیاسی وحس قدرت طلبی ورهبری خواهی طالبان جنوب را می داشتند.آن ها فکرامارت بربخارا وسمرقندراهم درسرمی پرورانند وما میخواهیم معاون وزارت داخله ویاآمرلوژیستیک یک ولایت باشیم.متاسفانه درهردوسوی رهبری دراختیارسران پشتون است.دولتی های شان به دروغ ازوحدت ملی سخن می گویندوطالبان شان هم ازوحدت اسلامی. آن چه برای شوونیست هامهم است حفظ اقتداروزعامت است هرچیزدیگری به شمول دموکراسی به تبع ی آن مطرح می گردد.درباره ی حرکت طالبان وآن چه درشمال وجنوب می گذرد وبرنامه ومدیرانی که درعقب این جریان قراردارد باید به درستی اندیشه کنیم.تبلیغات وشایعه پراکنی های سازمان یافته وبعضآعاطفه برانگیزنباید حواس مان راپریشان کند.عقل بایدهدایت کننده باشد.
به همه حال اگرمن درخیمۀ «لویه جرگه» گفتم: جای تاجیکان کجاست؟ منظورمن جایگاه این یک دویاچندتن کلاش«متکاثر» ومعامله گرنبود که موذیانه ازنام مبارزان ومجاهدان بزرگ این قوم تغذیه می کنند وچهارده سال است درخدمت رژیم کرزی-غنی آستان بوسی می کنندوهرخیانتی ازدست شان میایدبه نفع فاشیست ها وعلیه مردم خودبه خصوص مردم تاجیک انجام می دهند. وازنام قهرمان ملی خود را درخدمت رژیم غنی قراردادند تا تبرغنی دسته پیداکند وبگوید:«هان، برادر قهرمان ملی هم درکنارمن است دگرچه تاجیک تاجیک وشمال شمال می گویید…» طبعا غنی این را به رخ خارجی هاهم می کشد.
منظورم ازجای خالی تاجیکان درنظام این آقایان نبودند بلکه جایگاه کل مردم تاجیک دریک نظام عادل به صورت عادلانه ومنصفانه بود، چیزی درحدودحق مسلم شان نه زیاده خواهی. حالاشوراهای مقاومت وخیزش های مردمی اراده های معطوف به چه هدفی باشند؟ بله! بایدشوراهای مقاومت ایجادشوند، بایدجنبش های ملی، دموکراتیک وعدالت خواه شکل بگیرند، بایدبا اندیشه های داعشی مبارزه صورت بگیرد اما، وقطعادرجهت سرنگونی رژیم فاشیستی وفاسدکنونی، درجهت ایجادساختارفرهنگی ای که بتوانیم رسمآ ازواژه های دانشگاه، دانشکده، سرداروسپهدارو…استفاده کنیم، درجهت ایجاداقتصادبازاراجتماعی که بتواندثروت عادلانه میان لایه هاواقشاراجتماعی توزیع گردد وتفاوت فقروثروت کم وکمترشود، درجهت ایجادیک جمهوری دموکراتیک فدرال که آحادمختلف مردم بتوانند مشکلات شهروندی وقومی شان راحل کنند، درجهت ایجادکشورنوین بانام نوین که همه بتواننددرآن آیینه هویت راستین خودراتماشاکنند، درجهت ایجادفضای احترام متقابل به فرهنگ هاونام هاوسمبول ها وافتخارات تاریخی ومشروع یکدیگروبازخوانی وتثبیت سمبول های ملی برای همه نه برای وبه نام یک قوم وازنام یک قوم، درجهت پایان دادن وبرچیدن ستمگری ملی وانحصارطلبی قومی وهرنمادی ازفاشیزم وشوونیزم وبی عدالتی، درجهت ایجادیک افغانستان مستقل که مردمش برآن فرمان بدهندنه بانک جهانی وصندوق بین المللی پول و«کارتل هاوتراست» های آمریکایی-امپریالیستی، درجهت ایجادیک فدرالیزم آسیایی چیزی مثل اتحادیه ی اروپا.
آن گاه که تیکه داران قومی باپرسش های اصیل روبرومی شوندخف وخون می گیرند وسکوت می کنندچراکه به سخن شمس تبریزی “اندیشه ی باطل دردل دارند”. درتاریخ کم مقاومت نکرده ایم ازیعقوب لیث وابومسلم بگیرید تاحبیب الله کلکانی واحمدشاه مسعودوغیره. نتیجۀ این مقاومت چه بوده است؟ گذارازچنگال خونین یک فاشیست قبیله به چنگال فاشیست دیگر. دلیل اش نداشتن پروژۀ سیاسی بوده است وکلاعدم حس وهمت زعامت ورهبری. مقطعی به قضایانگاه کردن ودرنهایت هم ما وهم مقاومت های ما ابزاری شده است دراختیاردوباره سازی ی قدرت قبیله وشوونیزم وتحکیم آن، کاری که هم اکنون یک عده ازتیکه داران اقوام انجام می دهند. بایدشورای مقاومت ایجادشودبایدمردم وارد میدان شوند. اما، هرقدمی باید معطوف به یک نتیجۀ قطعی ورهایی بخش باشدودرنهایت درسوی تحقق عدالت برای همه مردم واقوام أفغانستان.
اما، ضرورت گفتگومیان تاجیکان؟ این گفتگوضروراست وبایدشکل بگیردوبایدآغازشود. اما، آن چه ضروراست برآن تاکید کنیم تشخیص وتعیین این اجندا است.آیابرسرتغییرات ریشه یی تارسیدن به عدالت وحتاطرح تغییرساختارنظام به صورت فدرال وتغییرنام افغانستان باهم موافق هستیم یانه؟ اگرنتوانیم یک اجندای راهبردی واستراتیژیک تعیین کنیم ودرآن ویابرعکس همۀ غم وهم ما این باشدکه چه کسی به وزیری دربارمی رودتا آب ونانی برای خودفراهم کندوبه تکاثردروغ وثروت ودلیل بپردازد گفتگوها بی نتیجه خواهندبود وفقط این زمان است که ازدست ما می رود ویادمان نرودجنگ های تاجیکستان جنگ های قومی نبودند به طورکلی جنگ تاجیک ها با تاجیک هابراساس چیزی بود که تاجیکان تاجیکستان آن را «محل چی گری» میگویند؛ یعنی اگرمانتوانیم ازخردوعقلانیت استفاده کنیم وهمچنین ازگذشتگان مان عبرت نگیریم ونیاموزیم این خطرنیزوجوددارد که تاجیکان به دلیل بی عدالتی های داخلی خودشان هم با یکدیگرروبروشوند واین همان فاجعۀ واقعی برای مردم تاجیک خواهدبود.
واما، افسوس: كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ، ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُون

لطیف پدرام

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :