هرزمانیکه شوونیست ها، در مسیر برنامه های انحصارطلبانه ی قومی و سیاست های پشتونیزه کردن افغانستان، عرصه را بر “تنظیم ها و گروه ها و احزاب غیر خودی” تنگ میکنند، معامله گران و فرصت طلبان شعار غیر متمرکز کردن نظام و توزیع عادلانه ی قدرت را مطرح می نمایند؛ در واقع به همان ایده ها و اندیشه ها و راهکار های چنگ میزنند که کنگره ی ملی افغانستان و سایر روشنفکران و آزادی خواهان واقعی به طور قطع در دستور کار سیاسی و حزبی خویش قرار داده اند. و اما و همین که کاه و علف ای بر آخور شان ریختند دوباره سر خم میکنند، همه چیز را از یاد می برند و باز از وحدت ملی، افغانیت، مصلحت نظام و خطر های خیالی خود سخن میگویند و مبارزان راستین را با چوب تکفیر تجزیه طلبی، ستم ملی گری، فدرال خواهی و تاجیک طلبی مورد حمله قرار میدهند.
پرسش من این است اگر غیر متمرکز کردن نظام، فدرالی ساختن کشور، تنها راه برای برون رفت از بحران کنونی و بی عدالتی قومی است چرا سران و مدعیانی که از نام اقوام مظلوم افغانستان نان و روزی به دست آورده اند صادقانه و شجاعانه نیرو های خود را بسیج نمیکنند تا کار یکسره شود و بر بی عدالتی ها مهر پایان زده شود؟ همین که خطر از سر معامله گران پس شد آنچنان از “افغانیت” و “وحدت ملی” سخن میگویند که دهان شوونیست ها آب می اندازد و چه بسا که کاتولیک تر از پاپ میشوند.

Image may contain: 1 person

کنگره ی ملی یک حزب فدرالیست است. بر ضد سیاست های شوونیستی و امر پشتونیزه کردن افغانستان شجاعانه مبارزه میکند. حل مساله ملی را در چهارچوب جمهوری دیموکراتیک فدرال از اهم وظایف خود میداند. کنگره ی ملی افغانستان تغییر ریشه یی نظام سیاسی فاسد و نا کار آمد کنونی را امر ضرور و اجتناب ناپذیر تلقی میکند و در نگاه ژرف و استراتیژیک خواستار عدالت ملی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای همه ی مردم افغانستان، اقوام و شهروندان افغانستان است. هرچند هدف هر حزب سیاسی رسیدن به قدرت سیاسی برای تغییر است، اما این حرکت در چهارچوب اصولی و اخلاقی باید تحقق یابد و روش ها باید مثل اهداف درست و انسانی باشند. با توجه به ارزش هایی که کنگره ی ملی بر گزیده است، مسوولان و فعالان کنگره ی ملی به جستجوی امتیاز گیری های شخصی نیستند؛ اگر دنبال چنین اهداف کوچک می بودند این امکان وجود داشت که در محدوده ی توانایی های خود دست به معامله گری های خاینانه بزنند و امتیازی به دست بیاورند. هرکسی و هر هم وطنی که برنامه ی کنگره ی ملی را خوانده باشد میداند که برنامه ی کنگره ی ملی یک برنامه فراگیر برای همه ی مردم افغانستان است، داعیه ی تحقق عدالت و دسترسی به عدالت برای همه است. ما امتیاز خاصی برای کنگره ی ملی نمیخواهیم به دنبال چیزی هستیم، به دنبال تحقق برنامه ای هستیم که آیینه تمام نمای خواسته های برحق و انسانی مردم افغانستان است. ما برای مردم افغانستان امتیاز میخواهیم. کنگره ی ملی، سودای رهبر سازی و رهبر تراشی ندارد. قانون، عدالت و ارزش های دیمکراتیک و انسانی باید زنده گی، امنیت و رفاه مردم را تامین کنند. قرار گرفتن در پست های ولایت یا وزارت، فقط میتواند جیب، جیب بُر ها را پر کند تاثیری در جهت بهبود زنده گی مردم ندارد، نظام غیر عادلانه حاکم بر مردم باید تغییر کند، باید از ریشه تغییر کند، باید در همه ی سطوح تغییر کند. بی دلیل نیست که سخنگویان جریان شوونیستی حاکم، همه ی گروه ها و تنظیم های دیگر را همزاد، همراه و برادر میخوانند و اما کنگره ی ملی را دشمن خونی خود تلقی میکنند. شوونیست ها به درستی تشخیص داده اند آنهای که دنبال وزارت و سفارت و ولایت اند خطری نیستند و در نهایت با کرسی و مقامی رام میشوند و دست خدمت بر سینه میگذارند. از برنامه و اندیشه ای میترسند که بنیان های وجودی شان را آماج قرار داده است و در نهایت برنامه های شان را نقش بر آب میکند. شوونیست ها تاریخ مبارزات دادخواهانه ی ملی را میدانند و نیز میدانند که چی قامت های بلندی در این راه به خاک و خون افتاده اند بی آنکه آه بگویند و به قول سیاوش کسرایی چنین اند:
هرشب ستاره ای به زمین میکشند و باز
این آسمان غم زده غرق ستاره هاست

لطیف پدرام

 

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :